فلسفه نباید از زندگانی شخصی بكاهد، بلكه باید بر آن بیفزاید.

برتراند راسل

کودکان (تا 18 سال) عموما کنجکاوند. آنها سؤال مي ‌کنند و ميل دارند ارتباط امور را بررسی کنند و بفهمند. کودکان دوست دارند از تجربيات پدر و مادر و خواهران و برادران بزرگتر خود استفاده کنند. آنها گاهی در برخي از امور ترديد می کنند و از خود سؤال می کنند، برای مثال،

  • چرا بعضي افراد دروغ مي‌گويند؟ چرا بعضی ها به راحتی از آن استفاده می کنند؟
  • چرا بعضي افراد از آزار رساندن به ديگران لذت مي ‌برند؟ چه چیزهایی آزار دیگران به حساب می آید؟
  • چرا در برخورد با اندک نا ملايمت عصباني مي‌شويم؟ آیا حق داریم که با اندک ناملایمات عصبانی شویم؟
  • چرا از کنترل عواطف خود عاجزيم؟ آیا می توان عواطف را کنترل کرد؟ در چه شرایطی؟ چه کسانی در این کار موفق ترند؟
  • چرا در سازگاري با جمع با مشکل مواجهیم؟ کار گروهی یعنی چه و چه استلزاماتی دارد؟
  • چرا از درک امور ساده عاجزيم؟ چرا اکنون شاهدیم که مردم از درک امور ساده عاجزند؟
  • چرا از نيروي تفکر در زندگي استفاده نمي‌کنيم؟ به کارگیری تفکر در زندگی روزانه یعنی چه؟
  • چرا قدرت پيش بيني نداريم؟ چرا نمی توانیم پیامد کارهایمان را بررسی کنیم؟
  • چرا در حل مسائل عاقلانه عمل نمي‌کنيم ؟ چگونه بفهمیم که حل عاقلانه ی مسائل کدام است؟
  • چرا با ديگران همکاري نمي‌کنيم؟ همکاری با دیگران چه ضوابطی دارد که ما باید یاد بگیریم؟
  • چگونه باید تفکر گروهی را یاد بگیریم؟

طرح اين سؤال ها زمينه‌اي را فراهم مي‌کند تا مربي از فرصت هاي مناسب استفاده نمايد و برخي از خصوصيات کندوکاو فلسفي را در کودکان تقويت نمايد. مربيان مي‌توانند با استفاده از فعاليت هاي خاصی که روش گفتگو و روش های تفکر فيلسوفان را به کار می گیرد، به آموزش فلسفه به کودکان بپردازند.

تاریخچه فلسفه کودک

در سال 1969 برنامه ی فلسفه براي كودكان در دانشگاه ايالتي مونت كلر در نيوجرسي شكل گرفت و هدف آن اصلاح وضعيت آموزش تفكر در آموزش و پرورش بود. اين برنامه طرحي براي آموزش فلسفه در مدارس از دوران پیش دبستان تا دبیرستان ارائه كرده است.

این طرح شامل كتاب‌ها و برنامه‌هاي خاصي براي هدايت کندوکاو فلسفی در كلاس است. هر كتاب درسي داراي يك كتاب راهنما براي معلم است. معلمان بعد از تعليم ديدن در مراكز ويژه تربيت معلم، آمادگي لازم براي اجراي اين طرح در كلاس‌شان را به ‌دست مي‌آورند. در اينجا نقش معلم به كلي با سيستم آموزشي رايج متفاوت است و کلاس دیگر معلم  محور نیست.

شكل كلاس‌ها نيز به كلي با توجه به هدف اين برنامه تغيير مي‌كند و کودکان به صورت گرد دور هم می نشینند و به كندوكاو مشترك فلسفی می پردازند.  در این کندوکاو كودكان به دنبال كشف پاسخ های خویش برای سؤالاتی هستند که در زندگی روزمره خود با آنها درگیرند. تقويت تفكر نقاد، تفكر خلاق و تفكر مراقبتي از ابتداي دوران كودكي، يكي از اهداف اصلي اين برنامه است.

متناظراً داوري خوب و مبتنی بر ملاک ها، ابداعات خلاق و توجه مسئولانه به محيط و اطرافيان ويژگي‌هايي است كه اين برنامه در پي تقويت آنها در کودکان است.  در نهايت، تربيت شهروندان معقول، خودآگاه، دقيق، مسنوليت‌پذير اخلاقي، ‌اجتماعي، محقق و … در اين برنامه پي‌گيري مي‌شود.

نقش معلم

معلم فلسفه خوب بايد از نظر فلسفي متواضع و مستعد پرسيدن سؤال‌هاي باز و مایل به کندوکاو برای یافتن پاسخ های آن ها باشد. معلم‌هاي فلسفي بايد به روش‌هاي تدريس مشارکتی و اکتشافی مسلط باشند؛ تسلط بدين معنا كه بتوانند به کودکان در زمينه‌ي پرورش مهارت‌هاي لازم براي اجراي يک كندوكاو فلسفي خوب كمك كنند.

لازمه این کار آن است که خود الگو باشند یا در راه الگو شدن گام بردارند. آنها باید بدانند چگونه اين مهارت‌ها و نگرش های لازم را الگوسازي كنند و چنانچه هيچ يك از كودكان مهارت لازم را به کار نبرد، با موضع گیری های مناسب آنها را به این کار ترغیب نماید. برای مثال، معلم فلسفه برای کودکان هر لحظه آماده است تا اگر كسي چيزي نگويد برهانی را زير سؤال ببرند يا درباره‌ي پیش فرض‌ها توضيح بخواهد.

اين بدان معنا نيست که همه‌ي معلمان فلسفه بايد يك شخصيت يا سبک فلسفي داشته باشند . برخي از آنان مي‌توانند مقرراتي، جستجوگر، جدي، دوستدار سرگرمي، بدخلق، توانا، اجتماعي، جوان، آرام، ترسو و محتاط تر از ديگران باشند. اما خصوصيت مشترک آنان، شگفتي و کنجکاوي خاص براي پي بردن به مسائلي است که فکر مي‌کنند واقعاً اهميت دارد و هيچ گاه تصور نمي‌کنند جواب اين مسائل مبهم فلسفي را مي‌دانند

علاوه بر اين، آنان به ايده‌ها و احساسات کودکان احترام می گذارند و همچنين توانايي ايجاد محيطي امن و فضايی توأم با اعتماد را دارند. آن ها باید ابتدا در ایجاد ارتباط با کودکان و نوجوانان موفق باشند و سپس مهارت های کندوکاو فلسفی را به کار ببرند.

مزایای مدرسه فلسفه

در برنامه ی فلسفه برای کودکان سعي بر اين است که به جاي پرداختن به محتواها و نظريه هاي خاص فلسفي، به روش هاي خاص تفکر فلسفي پرداخته شود. فرض کنيد اگر در تفکر فلسفي اين مهم باشد که فردي قدرت همدلي پيدا کند يعني بتواند مسئله را از زاويه ي ديد ديگري ببيند در اين صورت، يک توانايي فلسفي اين است که انسان بتواند ديدگاه هاي ديگر را بررسي کند.

حالا اين مسئله در سطح کلاس به اين صورت در می آید که  سعي کنيم به کودکان بياموزيم ديدگاه هاي دوستانشان را مورد بحث قرار دهند و به آن ها توجه کنند ،يا اساسا بدانند که در ارتباط با يک مسئله، ديدگاه هاي متفاوتي وجود دارد، این کار خود حرکتي در جهت رشد تفکر فلسفي کودکان است.

نقش مربی فلسفه برای کودکان

  • نقش معلم در اين برنامه ها خيلي تعيين کننده و غيرمستقيم است.

به اصطلاح معلم محوري نيست؛ يعني اين طور نيست که مثلاً معلم پاسخ درست مسائلي که مطرح مي شود يا تمرين-هايي که داده مي شود را بداند و آنها را مطرح کند تا دانش آموزان نيز ياد بگيرند و اين طور نيست که براي دانش آموز پاسخي را تدارک ببيند، اما در اوایل به وي می گوید که اين پاسخ قابل قبول نيست.

در آموزش و پرورش قديم يا رايج، معلم کسي است که پاسخ درست فقط نزد اوست و او بايد تصحيح کننده ی دیگران باشد. به عبارتي معلم محوري است اما در اين سيستم آموزشي معلم نقش تعيين کننده ندارد و قرار است که دانش آموزان خود تصحیحی کنند. يعني معلم نمي گويد چه چيزي درست است و چه چيزي نادرست بلکه دانش آموزان باید سعی کنند در سایه ی یک بحث منطقی خود به درستی پاسخ ها دست یابند یا در این راه تلاش کنند.

در اين سيستم بر گفتگو تکيه مي شود؛ يعني معلم بايد مهارت های گفتگو را رواج دهد.  در اينجا ديالوگ و دو طرفه بودن پرسش و پاسخ مورد تأکيد است. در برنامه ی فلسفه برای کودکان پاسخی که به سؤال های مناقشه برانگیز داده می شود، پاسخ معين و از پيش تعيين شده اي نيست که تنها نزد معلم باشد؛ بلکه در حين گفتگو آشکار مي شود یا در راه یافتن آن قدم برداشته می شود.  اين گفتگوها گاه بسيار جالب و شنيدني هستند. امروزه در بسیار از کشورها (بیش از 60 کشور)، طرح آموزش فلسفه براي كودكان به صورت آزمایشی، جزئی یا کلی زیر نظر استادان دانشگاه و پژوهشگران اجرا مي‌شود.

در کشور ما نیاز به یک مستند در این زمینه وجود دارد که تاریخچه ی آن را اشکار کند. به امید آن روز.

در برنامه ی فلسفه برای کودکان سعي بر اين است که به جاي پرداختن به محتواها و نظريه هاي خاص فلسفي، به روش هاي خاص تفکر فلسفي پرداخته شود. فرض کنيد اگر در تفکر فلسفي اين مهم باشد که فردي قدرت همدلي پيدا کند يعني بتواند مسئله را از زاويه ي ديد ديگري ببيند در اين صورت، يک توانايي فلسفي اين است که انسان بتواند ديدگاه هاي ديگر را بررسي کند.

۲۰۰,۰۰۰ تومانافزودن به سبد خرید